كودكان پرخاشگر
امروزه بسیاری از خانوادهها از خشونت و پرخاشگری فرزندان خود شكایت دارند. آنها تمایل دارند كه علت این رفتارها را بدانند و راههای پیشگیری و اصلاح رفتار را در این زمینه به كار گیرند. در این نوشتار به تعریف رفتار پرخاشگرانه پرداخته می شود، انواع آن بیان می گردد و راههای مناسب مقابله با پرخاشگری مورد بررسی قرار می گیرد.
تعریف پرخاشگری
پرخاشگری یك نوع رفتاری است كه از خشم و عصبانیت نشأت می گیرد.این رفتار را می توان به دو گروه تقسیم بندی كرد:
پرخاشگری خصمانه؛ رفتاری است كه به منظور صدمه و آزار رساندن به دیگری یا دیگران ابراز می شود؛ و هدف در آن صرفاً آزار رساندن است. مثلاً كودكی كودك دیگر را می زند و یا در مدارس دیده می شود كه زنگهای تفریح، كودكان در حیاط مدرسه بعضاً به كتك كاری می پردازند.
پرخاشگری وسیله ای؛ رفتاری است كه فرد به وسیله آن خواستار به دست آوردن هدفی دیگر است و ابداً قصد حمله به دیگران یا اذیت كردن آنها را ندارد. البته در این میان ممكن است لطمه ای نیز به كسی وارد شود. مثلاً كودكی بزهكار كیف خانمی را می رباید تا به این وسیله مورد تشویق و تأیید گروه همسالان قرار گیرد.
ممكن است پرخاشگری جنبه انتقام گیری نیز داشته باشد. یعنی كودكی كه مورد اذیت و آزار قرار گرفته و نتوانسته خشم خود را ابراز كند، اكنون با پرخاشگری به كاهش اضطراب خود می پردازد. در این جا پرخاشگری وسیله ای است كه كودك با توسل به آن می خواهد به هدف خود یعنی كاهش اضطراب دست یابد.
جهت پرخاشگری ممكن است به یكی از این دو صورت باشد:
الف) پرخاشگری درونی
ب) پرخاشگری بیرونی
چنانچه جهت پرخاشگری به طرف درون باشد، كودك خشم را به درون خود می افكند و دچار خشم فرو خورده می شود. پیامد چنین عملی می تواند افسردگی نیز باشد. كودكان افسرده در واقع از دست خودشان عصبانی هستند.
خشم درونی عصبانیت و نارضایتی از خود را به وجود می آورد.
خشم بیرونی؛ كودك ممكن است خشم خود را به صورت رفتارهایی از قبیل فریاد كشیدن، پا به زمین كوبیدن یا پرتاب كردن اشیا بروز دهد.
علل خشونت و پرخاشگری در كودكان
1. الگوپذیری كودكان از والدین
یكی از دلایل بسیار مهم پرخاشگری در كودكان یادگیری است. یعنی كودكانی كه الگوهای رفتاری پرخاشگرانه داشته اند، همانند الگوهای خود رفتار می كنند. چنانچه پدر یا مادری خلق و خویی عصبانی و پرخاشگر داشته باشند، مسلماً فرزندشان نیز پرخاشگر خواهد شد. این رفتار توسط كودك یاد گرفته می شود. از آنجا كه كودكان با والدین همانند سازی می كنند، بنابراین بسیاری از رفتارهای پدر و مادر ناخودآگاه توسط فرزندان فرا گرفته می شود. توضیح این كه فرایند همانند سازی كاملاً ناخودآگاه صورت می پذیرد.
نكته دیگر این كه حتماً لازم نیست والدین با خودِ كودك پرخاشگری كرده باشند؛ چنانچه او شاهد رفتارهای خشونت بار پدر و مادر با افراد دیگر نیز باشد، این گونه رفتار را فرامی گیرد. بنابراین كودكان از طریق مشاهده، رفتارهای والدین را می آموزند.
بر این نكته می توان تأكید کرد كه كودكان با چشمان خود می آموزند؛ یعنی آن چه را مشاهده می كنند، یاد می گیرند؛ حتی اگر آن رفتار به طور مستقیم در مورد خود آنها صورت نگیرد.
2. كودكان ناكام پرخاشگر می شوند
ناكامی یكی از مسائلی است كه به پرخاشگری می انجامد. وقتی كودك به هدف خود دست نیابد و ناكام شود، یكی از رفتارهایی كه از او سر می زند پرخاشگری است.
3. اضطراب و پرخاشگری
كودكان مضطرب نمی توانند كودكان آرامی باشند. آنها رفتارهایی پرخاشگرانه از خود بروز می دهند؛ البته بلافاصله پشیمان می شوند و از والدین خود عذرخواهی می كنند. اگر از كودك مضطرب بپرسیم كه چرا پرخاش می كنی و عصبانی هستی؛ خواهد گفت نمی دانم.؛ یا خواهد گفت دست خودم نیست.
4. پرخاشگری، نشانهای از تضادهای درونی
گاهی كودكان در دوگانگی و تضادهای درونی قرار می گیرند. یا بهتر بگوییم، گاهی بر سر دو راهیهایی گیر می كنند و نمی دانند كدام راه را انتخاب كنند؛ و این حالت آنها را دچار تعارض ، اضطراب و خشم می كند. مثلاً كودكی كه دوست دارد نزد مادرش در منزل بماند و از طرفی وقتی می بیند تمام كودكان به مدرسه می روند، همزمان تمایل به مدرسه رفتن نیز دارد، دچار دوگانگی می شود. به كودكان خود كمك كنیم كه در دو راهیهای زندگی، مدتی طولانی قرار نگیرند. آنها بایستی به سرعت و با دقت درست ترین كار را انجام دهند.
5. پرخاشگری و افسردگی
پرخاشگری و كج خلقی در كودكان چنانچه با علامتهای دیگر همراه باشد، می تواند نشانه ای از افسردگی باشد كه در این صورت لازم است شرایط زندگی كودك تمام و كمال مورد بررسی قرار گیرد.
6. پرخاشگری؛ بیماریها؛ مصرف دارو
بعضی از بیماریها به مصرف دارو نیاز دارد و ممكن است از عوارض جانبی داروها كج خلقی و رفتارهایی باشد كه خشونت را برمی انگیزند.
7. خشونت و مدرسه
گاهی كودكان در مدرسه قربانی خشونت می شوند؛ و این قربانی شدن باعث می شود كه خود آنها نیز عامل خشونت شوند.عواملی كه به خشونت در مدرسه می انجامند، عبارت اند از:
- وقتی كودكی توسط دانش آموزان دیگر مورد تمسخر قرار گیرد.
- وقتی كودكی توسط دانش آموزان دیگر كتك بخورد و قادر به دفاع از خود نباشد.
- وقتی كودكی همیشه از مشاجرات فرار می كند و حتی در مواقعی به گریه متوسل می شود.
- وقتی كودكی مرتب اشیا، وسایل و پول خود را گم می كند.
- وقتی كودك از لحاظ ظاهری (پارگی لباس و یا نامناسب بودن آن) مورد تمسخر قرار می گیرد.
- خجالتی بودن و سكوت مكرر در كلاس.
- افت تحصیلی، افسردگی و ناراحت بودن.
این عوامل كودك را قربانی خشونت دیگران می كند و خود كودك نیز عامل خشونت می شود و رفتارهای پرخاشگرانه از او سر خواهد زد.
۲-الگوهای پرخاشگری در کودکان :
همه جوامع باید راه هایی را بیابند تا مانع از آن شوند که اعضای آن به هم آسیب برسانند. همه مردم رفتار پرخاشگرانه را تا اندازه ای کنترل می کنند ولی از لحاظ ارزشی که برای آن قایلند و میزان محدود کردن آن ، با هم فرق دارند.
کودکانی که مستعد پرخاشگری هستند با دیدن خشونت از تلویزیون پرخاشگرتر می شوند.
برای مثال، در میان قبایل سرخپوست آمریکایی، کومانچی ها و آپانچی ها کودکانشان را جنگجو بار می آورند و حال آنکه هوپیها وزونی ها به فرزندانشان صلح جویی و رفتار غیر پرخاشگرانه می آموزند. اصولاً در فرهنگ آمریکای برای پرخاشگری و سرسختی ارزش قایلند.
تعاریف پرخاشگری
روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساساً با هم توافق ندارند. موضوع اصلی این است که آیا باید پرخاشگری را براساس پیامدهای قابل دیدن آن تعریف کنیم یا براساس مقاصد شخصی که آن را نشان می دهد.
گروهی پرخاشگری را رفتاری می دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می تواند آسیب برساند. پرخاشگری ممکن است بدنی باشد ( زدن – لگد زدن – گاززدن) یا لفظی ( فریاد زدن، رنجاندن) یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران ( چیزی را به زور گرفتن)، نقطه قوت این تعریف عینی بودن آن است به رفتار قابل مشاهده اطلاق می شود. نقطه ضعف آن این است که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود.
پرخاشگری وسیله ای رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی؛ پرخاشگری خصمانه رفتاری است در جهت آسیب رساندن به دیگران ، بیشتر پرخاشگری های بین کودکان کوچک از نوع «وسیله ای» است.
این نوع پرخاشگری به خاطر متعلقات است. کودکان از یکدیگر اسباب بازی می قاپند، یکدیگر را هل می دهند تا به اسباب بازی که می خواهند بازی کنند دست یابند. به ندرت اتفاق می افتد که کودکان بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست به پرخاشگری بزنند.
پرخاشگری را باید از جرئت ورزی متمایز دانست. جرئت ورزی، دفاع از حقوق یا متعلقات (مانند ممانعت کودک از این که کسی به اسباب بازی اش دست بزند) یا بیان امیال و آرزوها را بر می گیرد.مردم معمولاً شخص با جرئت را پرخاشگر می دانند، در صورتی که کسی که از حق خود دفاع می کند با جرئت است نه پرخاشگر.
تغییرات رشدی
کودکان در 12 ماهگی وقتی با هم هستند شروع به ابراز رفتار پرخاشگرانه وسیله ای می کنند یعنی رفتار پرخاشگرانه آنان غالباً به خاطر اسباب بازی و متعلقات دیگر است و در ارتباط با همسالان ابراز می شود. کودکان گاهی اوقات به والدین و کودکان بزرگتر حمله ور می شوند، ولی این گونه پرخاشگری در مقایسه با پرخاشگری با همسالان، نسبتاً نادر است. کودکان همچنان که به سال های پیش از مدرسه و مدرسه نزدیک می شوند، کمتر دست به اعمال پرخاشگرانه می زنند و در نوع پرخاشگری آنان هم تغییراتی ایجاد می شود. یعنی وقتی که پرخاشگری ابراز می شود غالباً خصمانه است و کمتر «وسیله ای» است. به این معنا که کودکان برای به دست آوردن هدف های وسیله ای کمتر مستقیماً از حربه های جسمانی استفاده می کنند؛ ولی وقتی که به کسی حمله لفظی یا بدنی می کنند بیشتر امکان دارد که با قصدی خصمانه این کار را کرده باشند.
پرخاشگری لفظی، دست کم در سال های قبل از مدرسه افزایش می یابد.
ثبات پرخاشگری
هرچند که سطح پرخاشگری کودکان از موقعیتی به موقعیت دیگر فرق می کند ولی کودکان از لحاظ تداوم رفتار پرخاشگرانه در طول زمان با هم فرق دارند. کودکانی که در سال های اولیه به شدت پرخاشگرند به احتمال زیاد در جوانی و بزرگسالی هم پرخاشگر خواهند بود و کودکانی که پرخاشگر نیستند به احتمال زیاد در بزرگسالی هم پرخاشگرنخواهند بود.
بعضی از مطالعات نشان می دهد که ثبات پرخاشگری دخترها در طول زمان کمتر از پسرهاست و چند تحقیق دیگر نشان داده است که دخترها و پسرها از این لحاظ تفاوتی ندارند. البته کودکان به هنگامی که با وقایع تنش زا مثل جدایی پدر و مادر یا به دنیا آمدن کودکی جدید رو به رو می شوند بیشتر پرخاشگر می شوند، ولی پرخاشگری شدید که بیش از چند ماه به طول انجامد غالباً حاکی از تداوم داشتن این الگوی رفتار است. پرخاشگری در حد معمول کمتر جای نگرانی دارد. به خصوص در سال های پیش از مدرسه شاید این اندازه پرخاشگری صرفاً نشان دهنده این باشد که کودک می خواهد انواع مختلف کنش متقابل اجتماعی را داشته باشد.
ادراک مقاصد دیگران و رفتار پرخاشگرانه
کودکان در مورد پرخاشگری دیگران برحسب این که آن را عمدی یا تصادفی بدانند قضاوت های متفاوتی می کنند. تحقیقی که پسرهای بسیار پرخاشگر را با پسرهای غیر پرخاشگر مقایسه می کند نشان می دهد که پسرهای پرخاشگر احتمالاً از مقاصد دیگران، درکی متفاوت از پسرهای غیر پرخاشگر دارند. براساس درجه بندی معلمان و همسالان تعدادی از پسرها در کلاس های دوم، چهارم، ششم به عنوان بسیار پرخاشگر یا غیر پرخاشگر طبقه بندی شدند. سپس این عده در موقعیتی آزمایشی مشاهده شدند که به آنان برای جور کردن قطعات پازل جایزه ای تعلق می گرفت. قرار بر این شد که وقتی که قسمتی از پازل کامل شد پسر بچه دیگری ( که همدست آزمایشگر) بود آن را به هم بزند. در حالت اول، پسر بچه آن را عمداً به هم زد؛ در حالت دوم، طوری به هم زد که تصادفی جلوه کند و در حالت سوم انگیزه های پسر بچه مبهم بود. کودکان مورد آزمایش این امکان را داشتند که با خراب کردن پازل این کودک «تلافی» کنند. کودکان پرخاشگر و غیر پرخاشگر وقتی که احساس کردند که این کودک عمداً خرابکاری کرده تلافی کردند و وقتی که دیدند عملش غیرعمدی بوده تلافی نکردند، ولی واکنش آنان به انگیزه های مبهم این کودک بدین ترتیب بود که پسر بچه های پرخاشگر تلافی کردند و طوری واکنش نشان دادند که گویی این کودک عمداً این کار را کرده است. کودکان غیر پرخاشگر تلافی نکردند و طوری عمل کردند که گویی اعمال او غیرعمدی بوده است.

تفاوت های جنسیتی
پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. این تفاوت در غالب فرهنگ ها و تقریباً در همه سنین و نیز در غالب حیوانات دیده می شود. پسرهابیش از دخترها پرخاشگری بدنی و لفظی دارند. از سال دوم زندگی این تفاوت ها آشکار می شود. براساس مطالعات مشاهده ای در مورد کودکان نوپای بین سنین 1 تا 2 سال تفاوت های جنسیتی از لحاظ تعداد پرخاشگری بعد از 18 ماهگی ظاهر می شود و قبل از آن اثری از آن نیست. پسرها به خصوص وقتی که به آنان حمله می شود یا کسی مزاحم کارهایشان می شود تلافی می کنند. در یک مطالعه مشاهده ای در مورد کودکان پیش از مدرسه پسرها فقط اندکی بیش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند، ولی دو برابر دخترها تلافی کردند. شاید این که پسربچه بالقوه پرخاشگر است یا می تواند آن را بیاموزد علتی فیزیولوژیک داشته باشد. برای مثال پسران 1 تا 3 ساله در کلاس های پیش از دبستان از طرف بزرگسالان و همسالان بیش از دخترها به خاطر پرخاشگری مورد توجه قرار گرفتند. این توجه گاهی مثبت بود ( لبخند زدن، ملحق شدن به بازی کودکان) و گاهی تا حدودی منفی ( متوقف کردن کودک یا سر کودک را با چیزی گرم کردن). توجه نشان دادن به رفتار کودک، به هر نحوی که باشد، بیش از بی توجهی به آن باعث تشویق رفتار می شود.
الگوی خانواده و پرخاشگری
والدین کودکان به شدت پرخاشگر غالباً به هنگام اعمال قواعد و معیارها خشونت دارند و پرخاشگرند. یکی از پیچیده ترین و جامع ترین روش هایی که برای درک پرخاشگری در خانواده به کار رفته تحقیق «جرالد پاترسون» و همکارانش در مرکز یادگیری اجتماعی «شهر اورگون» بوده است. آنان برای مطالعه الگوهای کنش متقابل خانوادگی در خانه و مدرسه و ارتباط آن با مشکلات رفتاری کودکان مشاهدات مستقیمی انجام داده اند. افراد مورد مطالعه از خانواده هایی بودند که به دلیل مشکلات رفتاری مثل پرخاشگری، دزدی و سایر رفتارهای ضداجتماعی فرزند یا فرزندانشان به درمانگاه رجوع کرده بودند.
وقتی که واکنش خشونت آمیزی بروز می کند سایر اعضای خانواده کاری می کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه می شوند. برای مثال، برادری بر سر خواهرش فریاد می زند، خواهر بر سر او فریاد می زند و ناسزایی به او می گوید. در این موقع برادرش او را کتک می زند و این ماجرا ادامه می یابد. تمام این ها نشان می دهد که والدین می توانند در پاداش دادن و تنبیه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتی داشته باشند و با استفاده از راه های مؤثر بدون این که با تنبیه شدید همراه باشد پرخاشگری کودکان را کنترل کنند و بازآموزی کودکان در دورانی نسبتاً کوتاه میسراست.
در آخر باید گفت تلویزیون نیز منبع دیگری است که کودکان به خصوص پسرها از طریق آن رفتار پرخاشگرانه را می آموزند.به طور مثال: خشونت از ارزش های آمریکایی تلقی می شود، پرخاشگری به عنوان یکی از وسایل رسیدن به هدف تشویق می شود. در برنامه های تلویزیونی که یکی از وسایل انتقال چنین ارزش های اجتماعی به کودکان است، به طور متوسط در هر ساعت پنج یا شش بار خشونت بدنی نمایش داده می شود، رفتار پرخاشگرانه شخصیت های تلویزیونی غالباً تقویت می شود: قهرمان این برنامه ها به همان اندازه پرخاشگرند که ضد قهرمان ها. در مطالعه ای کودکان چهار ساله به هنگام بازی آزاد در مهدکودک به مدت سه هفته مورد مشاهده قرار گرفتند و از لحاظ رفتار پرخاشگرانه به دو گروه بالای متوسط و زیر متوسط طبقه بندی شدند. سپس در طول چهار هفته بعد، کودکان به گروه هایی تقسیم شدند که در مهدکودک به مدت تقریباً نیم ساعت برنامه پرخاشگرانه مثل «بت من» و «سوپرمن» یا فیلم های معمولی و یا برنامه های جامعه پسند می دیدند. کودکانی که از اول از لحاظ پرخاشگری در حد بالای متوسط بودند در مدت بازی آزاد و بعد از دیدن برنامه پرخاشگرانه، از خود پرخاشگری بیشتری نشان دادند تا کودکان مشابهی که برنامه های معمولی را دیده بودند. دو گروه از کودکانی که از لحاظ پرخاشگری زیر متوسط بودند و هر کدام یکی از این برنامه ها را دیده بودند واکنششان با هم فرقی نداشت. این الگوهای رفتاری تا دو هفته بعد از پایان گرفتن تماشای این برنامه ها هم چنان ادامه داشت.
کودکانی که مستعد پرخاشگری هستند با دیدن خشونت از تلویزیون پرخاشگرتر می شوند.
۳-تخليه نشدن انرژي کودکان به صورت آزار و اذيت نمود پيدا مي کند :
به نظر روان شناسان، بازی در رشد روانی كودكان تاثیر به سزایی داشته و در بازیهای دسته جمعی، نمود بیشتری دارد. بازی های كودكان نسبت به سن، جنس، ذوق وشوق و امكانات مالی و فرهنگی هر كودك متفاوت است، لذا گاهی اوقات ممكن است كودك به بازی خاصی علاقه داشته باشد ، ولی این بازی از نظر مالی در حد توان خانواده نباشد . بنابراین نمی توان به صورت یكنواخت بازی های خاصی را برای كودكان توصیه كرد . بازی برای كودكان همانند كار كردن برای بزرگسالان است و همان گونه كه كار كردن باعث رشد و تكوین بزرگسالان می شود، بازی نیز برای كودكان موجب یادگیری سازش با دیگران، داد و ستد، ادعا كردن، گرفتن حق خود و حتی خوردن حق دیگران می شود .
همان گونه كه خانواده ها توجه ویژه ای به دروس كودكان خود دارند، باید توجه خاصی به بازی آنها داشته باشند و حتی بعضی اوقات والدین نیز به بازی با كودكان بپردازند ، زیرا بازی كردن والدین با كودك برای آنها لطف خاصی دارد.
اگر خانواده ها برای كودكان خود برنامه ریزی خاص دروس آموزشی نظیر زبان، كامپیوتر و... می كنند در كنار آن نیز باید برنامه هایی برای تحرك كودكان از قبیل كلاس های تفریحات ورزشی داشته باشند تا بدین ترتیب انرژی نهفته در كودكان به نحو شایسته و مطلوبی تخلیه شود.
كودكان باید از بازی كردن در ساعاتی كه دیگران نیازمند آرامش هستند خودداری نمایند و تعداد ساعاتی كه هر كودك به بازی كردن می پردازد با توجه به شرایط سنی و جنسی وی صورت می گیرد.
اگر كودكان در هنگام بازی تخلیه نشوند ، انرژی نهفته در خود را در منزل به صورت آزار و اذیت خواهر و برادر كوچكتر نشان می دهند ، اما اگر انرژی كودك در محیط بازی تخلیه شود كودك شبها با آرامش به استراحت می پردازد.
۴-چرا فرزندم با خشونت رفتار می كند ؟
نوجوانان خشونت گرا معمولاٌ قدرت كنترل رفتار خود را ندارند و ، رسوم و اخلاقیات جامعه ای را كه در آن زندگی می كنند ، زیر پا می گذارند . تحقیقات نشان می دهد كه پسران بیش از دختران در رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه خود از نیروی بدنی استفاده می كنند . اما دختران بیشتر متوسل به جدال های لفظی می شوند . این گونه افراد معمولاً در میان گروه به عنوان افرادی گستاخ ، بی تربیت و بی رحم نسبت به اطرافیان و همسالان ، شناخته می شوند .
علل
1- خشونت در قالب پرخاشگری فیزیكی یا لفظی ممكن است ناشی از ناكامی های اساسی باشد یا به دلیل وجود مدل های پرخاشگرانه در محیط زندگی ( خانه یا مدرسه ) نوجوان ایجاد شود .
2- نوجوانان خشن معمولاٌ والدینی پرخاشگر دارند كه روش های تربیتی آنها بیشتر مبتنی بر سخت گیری ، خشونت و تنبیه بدنی است .
3- عامل وراثت هم می تواند در رفتار خشن یك نوجوان نقش داشته باشد كه بیشتر رفتاری اكتسابی و آموخته شده است . تحقیقات نشان می دهد كه در اغلب مواقع ، تربیت های كارآمد و قوی می تواند آثار وراثت را تحت پوشش خود قرار دهد .
4- نوجوانی كه پرتوقع و نازپرورده بار آمده است و انتظار دارد كه همگان به خواست های او احترام بگذارند ، هنگام برآورده نشدن انتظاراتش ، عصبانی می شود و ، به خشونت و پرخاشگری متوسل می گردد .

5- نابسامانی های خانواده می تواند از عوامل دیگر ایجاد خشونت در قالب پرخاشگری باشد. مانند غیبت های طولانی پدر یا مادر ، درگیری و اختلاف ، جدایی و متاركه و محیط های زندگی دور از تفاهم و مسالمت .
پیشگیری و درمان
1- در دوران بلوغ كه بحران روحی و عاطفی نوجوان را در بر می گیرد ، بهترین راه برای پیشگیری از خشونت ، مسامحه و سازگاری است. اغماض ، گذشت و نادیده گرفتن رفتارهای او همراه با آرامش ، در اغلب مواقع از استمرار و پیشروی خشونت در قالب پرخاشگری های فیزیكی و لفظی جلوگیری می كند .
2- راهنمایی و مشاوره با دانش آموز در خصوص عواقب خشونت و آثار اجتماعی آن و همچنین مشاوره با خانواده دانش آموز درباره كاهش رفتارهایی كه منجر به خشونت نوجوان می شود ، بسیار مؤثر خواهد بود.
3- ایجاد زمینه ی فعالیت های مؤثر در خانه و مدرسه برای اشتغال بیشتر نوجوان و تخلیه انرژی های جسمی و روانی او در كاهش خشونت و رفتارهای پرخاشگرانه بسیار تأثیرگذار است .
4- خودداری مدرسه از به كاربردن روش های انضباطی غلط و ایجاد فضای صمیمی تر میان معلمان و دانش آموزانِ نوجوانِ خشونت گرا ، به كاهش رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه می انجامد .
۵-كودكان ناسزاگو :
امروزه بسیاری از والدین نگران بددهانی یا بدزبانی فرزندانشان هستند و از خود می پرسند كه آنها این صحبت ها را چگونه یاد گرفته اند؟ چرا این اتفاق برای فرزند ما افتاده؟ آیا خودمان مقصر بودهایم؟ جمعی از والدین می گویند، ما كه این حرف های زشت را بر زبان نمی آوریم، پس چگونه فرزندمان چنین حرف هایی می زند؟! در نهایت نیز این سؤال برایشان مطرح است كه چه باید كرد تا كودك این عادت ناپسند را ترك كند. در این نوشتار به علل اصلی بدزبانی و راه حل هایی برای رفع آن اشاره شده است.
علت ها
همان طور كه در بحث های گذشته درباره رفتار كودكان متذكر شدیم، بسیاری از اعمال بچهها از عملكرد والدین نشأت می گیرد. كودكان رفتارهای پدر و مادر را به طور ناخودآگاه درونی می كنند. رفتارهای درون فكنی شده جزو معیارهای نهادینه شده كودك قرار می گیرند و سپس او مطابق این معیارها عمل می كند؛ به این فرآیند همانند سازی می گویند. كودك والدین خود را به عنوان اولین الگوهای زندگی می پذیرد و چون به آنها عشق می ورزد و آنان را سمبل هایی قوی می داند، رفتار والدین برای او شاخص و الگو قرار می گیرد.
گاهی بین درون فكنی یك رفتار و بروز آن فاصله زمانی وجود دارد؛ برای مثال، كودك گفتاری ناپسند را ماهها قبل از زبان پدر یا مادر شنیده، اما برون ریزی آن امروز صورت می گیرد. این مدت به تشخیص كودك و شرایط او بستگی دارد كه چه زمان، چگونه و در برابر چه كسی كلام زشت را به كار برد.
در بعضی خانوادهها، والدین با فرزندان خود بسیار خصمانه رفتار می كنند و در عین حال آنان را آزاد می گذارند. به این گروه از پدر و مادرها، والدین خصمانه آزاد گذارنده می گویند؛ آنها خود از حرف های زشت استفاده می كنند و فرزندان نیز آزادند كه این گونه عبارات را به كار برند. یعنی هیچ اقدامی در جهت جلوگیری از این رفتار به عمل نمی آید؛ و یا از نظر تربیتی هیچ گونه تدبیری از طرف والدین برای ترك این عادت در بچه ها صورت نمی گیرد.
ذكر این نكته ضروری است كه چه والدین حرف های زشت را به فرزند خود بگویند و چه در حضور او در برابر فرد دیگری این گونه گفتار را به كار ببرند، كودك ، آنها را میآموزد و به وقت نیاز بر زبان میآورد.
از دیگر علت های یادگیری كلام زشت ، ارتباط كودكان با دوستان و با بچه های دیگر است. بسیاری اوقات كودكان عامل بدزبانی یكدیگرند. در مهدكودك ، مدرسه ، كوچه و هر جای دیگری كه بچه ها فرصت بازی و به خصوص درگیری با هم را پیدا كنند، ممكن است این بدآموزی صورت بگیرد.

از دیگر عوامل بروز بدزبانی در بچهها ، به كارگیری كلام زشت به عنوان اعتراض است. كودك با بر زبان آوردن این گونه حرف ها اعتراض خود را نشان میدهد؛ این نوعی رفتار تلافی جویانه است كه بعضی كودكان در پیش می گیرند. آنها احساس می كنند، فقط با ادای این گونه كلمات است كه تخلیه می شوند و می توانند نارضایتی خود را نشان دهند.
گاهی كه كودك خردسال برای اولین بار از كلمات زشت استفاده می كند، موجب خنده و مزاح اطرافیان می شود. این گونه برخورد از همان ابتدا برای او حكم تشویق به انجام این رفتار را خواهد داشت و به تدریج به آن عادت می كند.
در پارهای از موارد نیز كودكان با بر زبان آوردن حرف های زشت می توانند به خواسته های خود برسند. بنابراین بدزبانی را راهی برای رسیدن به اهداف خود تلقی می كنند و در درازمدت جزو رفتار آنان خواهد شد.
راه حل ها
به هفت علت اصلی برای ناسزاگویی در كودكان اشاره كردیم؛
- یادگیری از طریق والدین
- یادگیری از طریق دوستان و بچههای دیگر
- بیان نوعی اعتراض
- رسیدن به خواسته ها و اهداف
- تشویق شدن
مسلماً با شناسایی علت رفتار نادرست، میتوانیم در رفع آن موفق تر عمل كنیم:
1 . چنانچه این گونه رفتار از والدین سرچشمه گرفته باشد، بایستی والدین به طور جدی آموزش داده شوند تا خود را كنترل كنند و چنین رفتاری را حداقل در حضور فرزند انجام ندهند. در ضمن لازم است به كودك گفته شود كه این رفتارها درست نیست و اگر هم از والدین سر زده، آنها اشتباه كردهاند و دیگر تكرار نخواهد شد. بهعلاوه توصیه می شود اگر پدر و مادر چنین رفتاری را مرتكب شدند، به اشتباه خود اعتراف كنند و حتی از فرزند عذرخواهی نمایند.
2 . اگر دوستان یا بچه های دیگر عامل بدزبانی كودك باشند، بایستی او را از این افراد دور كنیم و به جای آنها دوستان خوب و مؤدب را جایگزین نماییم.
3 . در انتخاب فیلم ها دقت كنیم و چنانچه فیلمی مناسب سن كودك نیست، شرایطی فراهم آوریم كه او فیلم را نبیند.
4 . به اعتراضات كودك گوش دهیم و دقیقاً توجه كنیم كه او چه می گوید و نسبت به چه چیز اعتراض دارد. دادن یك كمك فوری به كودك در چنین شرایطی بسیار مهم است. روش های سختگیرانه والدین ، اعتراض شدید فرزند را به همراه دارد.
5 . هرگز كودك نباید به این وسیله به خواسته اش برسد؛ بلكه بایستی به او فهماند، چنانچه دست از این نوع رفتار بردارد و حتی از این بابت عذرخواهی كند، به خواسته اش خواهد رسید.
6 . هرگز با شنیدن حرف های زشت كودك به او نخندیم، بلكه اخم كنیم و خود را از وی دور سازیم. با این روش به او نشان می دهیم كه رفتار پسندیدهای نداشته است.
7 . چنانچه فرزند ناكامی و افسردگی دارد، بهتر است فرصتی فراهم كنیم تا او موفقیت ، شادی و نشاط را تجربه كند. در چنین مواردی بایستی به درمان حالات افسرده وار او بپردازیم.
- علاوه بر توجه به نكات گفته شده، والدین می توانند با استفاده از روش «یادگیری وسیله ای» ، در جهت رفع عادت بدزبانی در كودكان برآیند. به این ترتیب كه هر وقت كودك رفتار ناپسند از خود نشان نداد، به او جایزهای بدهند و به طور مشخص بگویند «این پاداش به این علت بود كه امروز حرف های زشت بر زبان نیاوردی و بچه مؤدبی بودی...» با این روش، او میفهمد كه رفتار ناپسند پاداش نمی گیرد، بلكه موجب اخم و قهر والدین است؛ برعكس رفتار مؤدبانه او تشویق و تأیید می شود.
۶ـروش هایی برای درمان پرخاشگری کودکان :
- محدودیت هایی برای کنترل پرخاشگری وضع کنید و آنها را به اطلاع کودک برسانید.
2- مدل های پرخاشگری را به حداقل برسانید.
می توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید:
الف) ساعاتی را که کودک فیلم های خشونت آمیز تلویزیونی می بیند، محدود کنید.
ب) فیلم ها، تصاویر و روزنامه کودک را به دقت انتخاب کنید.
ج) الگوهایی را در اختیار کودک بگذارید که پرخاشگرانه نباشند.
ح)همراه کودک برنامه ای تلویزیونی را ببینید و صحنه پرخاشگرانه آن را تفسیر کنید.
3- همدلی را افزایش دهید. آگاهی کودک را نسبت به رنجی که بر اثر پرخاشگری او در افراد یا حیوانات به وجود می آید، افزایش دهید.
4- رفتارهایی را که مغایر با رفتار پرخاشگرانه است، تقویت کنید.
5- به جای کودک پرخاشگر، به کودکی که به وی پرخاش شده توجه کنید.
6- نحوه ی ارتباط کودک را با افرادی که با او زندگی می کنند، مورد بررسی قرار دهید.
7- اگر قرار است کودک به دلیل رفتار خشونت آمیزش تنبیه شود، بهتر است به طریقی باشد که منجر به حمله انتقامی و تلافی جویانه از طرف کودک نشود.
8- فرصت تخلیه هیجانات را برای کودک فراهم کنید.
9- مباحث گروهی یا خانوادگی را که تأکید بر همکاری با دیگران دارد، به کار گیرید.
10- همکاری، مسئولیت و پیگیری مسائل مورد علاقه را با دادن مسئولیت به کودکان تشویق کنید.
11- برای مهارِ رفتار کودکان، فنون محروم سازی ممکن است تا حدودی مفید واقع شود. بنابراین رفتارهای پسندیده را به وضوح تشریح کنید و پاداش ها و کیفرهای آنها را بیان نمایید.
12- فعالیت های ساعتی او را در صورت امکان با شرکت کودکی دیگر طراحی کنید.
13- از تنبیهات بدنی پرهیز کنید.
14- علت رفتار پرخاشگرانه وی را بیابید.
15- ثبت وقایع روزانه، بازی درمانی، بازی های جالب، جمله سازی و گوش دادن فعال ممکن است به عنوان کمکی در جهت درک کودکان خشن به کار گرفته شود.
16- به کودک بفهمانید که با هر رفتار خشونت آمیز، خود را از شما بیشتر دور می کند.
17- از کودک پرخاشگر بخواهید الگوی مطلوبی برای خود بیابد و فهرستی از رفتارهای الگو را در کوتاه مدت اجرا نماید.
18- با کودک قرارداد رفتاری ببندید تا برای رفتارهای مطلوبش جایزه دریافت کند و نتیجه اعمال نامطلوبش را ببیند.
۷-نحوه كنترل عصبانیت در كودكان :
خواه چهار ساله یا چهل ساله ، همه ما بارها عصبانی شده ایم. اما فردی كه در طول زندگی نیاموزد چگونه بر خشم خود مسلط شود ، روابط را خدشه دار و دوستان و اطرافیان را آزرده خاطر می سازد.
"طغیان خشم" راهی است برای ابراز احساسات. اما این طغیان های احساسی خیلی هم كار ساز و مؤثر نیستند. حتی كودكان هم می دانند وقتی كنترل خود را از دست می دهند در نهایت احساس خوبی نخواهند داشت. بنابراین آنها به جای انتخاب خشم و عصبانیت ، می توانند دلیل عصبانیت خود را بگویند. به محض این كه دلیل عصبانیت كودك خود را فهمیدید، می توانید به او در كنترل كردن احساساتش كمك كنید. در زیر مهمترین عواملی را كه در عصبانیت كودكان نقش دارند، آورده ایم.
خصیصه های ذاتی
مواقعی كه فرد عصبانی می شود، میزان عصبانیت او را غالباً شخصیت او معین می كند. حالات فوق العاده حساس ، سركش ، بی دقت، پرتحرك یا پرخاشگر بودن می تواند بخش رشد یافته ای از یك شخصیت سالم و یا در نهایت یك مبارزه جو باشد. نكته مهم این است كه با پی بردن به ضعف رفتاری فرزندتان می توانید پرخاشگری ها را به نقاط قوت تبدیل كنید. وقتی كه كودك عصبی در مورد چیزهایی عصبانی می شود كه دوست صبور او اصلاً به آن موارد توجهی ندارد ، در این صورت شما نیازبه زمان بیشتری دارید تا جایگزین هایی را به جای عصبانیت به او بیاموزید.

مراحل رشد
زمانی كه كودك در مرحله رشد فیزیكی یا اجتماعی قرار دارد زمینه بیشتری برای پرخاشگری و عصبانیت در او ایجاد می شود. مراحل مختلف رشد ، عوامل خشم متفاوتی دارند. وقتی به كودك خود كه به كاسه توت فرنگی دست درازی كرده، می گویید:" الان اجازه خوردن آنها را نداری"، عصبانی می شود.
ولی فرزند بزرگتر شما تحمل جواب مشابه را دارد به دلیل این كه او صبر و بردباری را در خود پرورانده است.
جنسیت:
به طور كلی، پسرها خشم خود را راحت تر از دخترها ابراز می كنند و شاید یك توجیه فرهنگی برای آن وجود داشته باشد. به احتمال زیاد والدین و مربیان از پسرها فوران خشم را انتظار دارند و از آن چشم پوشی می كنند در صورتی كه گریه رنجورانه یك دختر عصبانی مورد قبول آنهاست. اما كودكان در هر دو جنس نیاز به یادگیری كنترل خشم دارند.
زندگی خانوادگی
به طور كلی ناراحتی یك كودك به دلیل جدایی والدین ، بیماری ، مرگ ، تولد خواهر یا برادر، تغییر منزل و یا دیگر اتفاق های مهم زندگی ، اغلب در او پنهان می ماند و با بروز عصبانیت و پرخاشگری به كودك آسیب می رساند. زیرا او احساس می كند مورد آزار و اذیت واقع شده و سعی می كند این احساس را منتقل كند. اگر كودك لطیفه ای برای مهار كردن موقعیت حاد روحی بگوید و یا كوله پشتی برادرش را پرت كند ، به هر حال این رفتارها به میزان زیادی به الگوی رفتاری خانواده اش بستگی دارد. مخصوصاً این رفتارها در خانواده هایی شایع است كه خشم، داد و فریاد و پرخاشگری هایی مثل " به هم زدن در" در آنها مشاهده می شود. در بیشتر خانواده هایی كه در مقابل احساسات ، اتفاقات و هیجانات ناآرام و سركوبگر هستند، الگوی دیگری وجود دارد. " الگوی كودكان رفتارهایی است كه آنها در اطرافشان می بینند."